خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

518

نهج البلاغة ( فارسى )

161 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ( در جنگ صفين ) به يكى از اصحابش كه از آن بزرگوار پرسيد چگونه اطرافيان شما ( سه خليفه و پيروانشان ) شما را از خلافت باز داشتند و حال آنكه شما به اين مقام ( از آنها و ديگران ) سزاوارتريد پس امام عليه السلام ( را از اين پرسش بى موقع كه مطلب بر پرسنده و ديگران هم معلوم بود ، يا تحقيق در آن مصلحت نبود خوش نيامد و با تندى اجمالا پاسخ داده ) فرمود : 1 اى برادر ( دينى از طايفهء ) بنى اسد مردى هستى كه تنگ ( اسب سوارى ) تو سست و جنبان است ( نادانى كه به اندك شبهه‌اى مضطرب و نگران مى شوى ) مهار ( مركب خود ) را بى جا رها ميكنى ( در جاى غير مقتضى و موقع سختى كه ما با دشمن بزد و خورد مشغوليم مطلبى مى پرسى كه براى پاسخ آن مجال نيست ) و با اين حال ( كه موقع پرسش نبود ) از جهت احترام پيوستگى و خويشى تو ( با پيغمبر چون يكى از زنهاى آن حضرت زينب دخترش جحش از طايفهء بنى اسد بود ) و براى اينكه حقّ پرسش دارى و دانستنى را درخواست نمودى ، پس بدان : 2 تسلّط ( سه خليفه ) بر ما بخلافت با اينكه ما از جهت نسب ( خويشى با پيغمبر اكرم ) برتر و از جهت نزديكى ( و قرب منزلت ) به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استوارتريم ،